امام زمان

اندکی صبر سحر نزدیک است

شب قدر و فضیلت ان

 

امام علی غلیه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب صاحبانی دارد.»

شب قدر، بزرگترین، شریف‌ترین، پر ارج‌ترین و پر رمز و رازترین شب‌ها در گردونه زمان است كه قلم‌ها در وصفش می‌شكنند و زبان‌ها در توصیفش قاصر و عقل و تدبیرها در فهم آن مبهوت و متحیر می‌مانند.

شبی كه به فرموده امام صادق علیه السلام قلب رمضان به شمار می‌آید. بهترین شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كریم آن را شبی پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان می‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 17:44  توسط رنگ باران  | 

میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی مبارک باد

میلاد حسن(ع) خسـرو دین است امشــب

شادی و سـرور مؤمنیـن است امشب

از یمـن قــدوم مجتبـــــی(ع) طــاعت مــا

مقبـول خــداونــد مبیـن است امشـب


عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 23:34  توسط رنگ باران  | 

توصیف انتظار

 انتظار،  یعنی کمی دورتر را هم دیدن و صدای پای آشنایی را شنیدن.

 

 انتظار، یعنی دل به راه بودن نه تنها چشم به راه بودن.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1391ساعت 17:30  توسط رنگ باران  | 

ابراهیم بن ادریس

از جمله کسانی است که از تولد حضرت ، اطلاع یافته و از آن خبر داده است . وی فرمود : من پس از رحلت یازدهمین امام نور ، فرزند گرانمایه اش حضرت مهدی (ع) را که گویا جوانی بیست ساله بود ، زیارت کردم وپیشانی و دست مبارک او را بوسه باران ساختم .

ابراهیم بن محمد تبریزی

از کسانی است که حضرت مهدی (ع) را زیارت کرده و بر جنازه پدر حضرت نماز خوانده است. می گوید : روز رحلت امام حسن عسگری (ع) در سامرا وارد دودمان امامت شدم . جنازه آن حضرت را آوردند و ما 39 نفر بودیم که یک کودک به ظاهر ده ساله بیرون آمد. عبای خود را به سر مبارکش کشیده بود . هنگامی که در صحن خانه ظاهر شد ، همه ما پیش از آن که او را بشناسیم ، در مقابل شکوه و هیبت ، عظمت و وقارش بی اختیار بپا خاستیم . در برابر جنازه ایستاد و همگی در پشت سرش صف کشیدیم و به امامت او بر پدر بزرگوارش نماز خواندیم . چون از نماز فارغ شد، به یکی از اطاق های منزل وارد شد که از غیر آن بیرون امده بود.

ابراهیم  بن محمد همدانی

از وکلای ناحیه مقدسه و ازخواص صحابه ائمه اطهار (ع) است. در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم می زیست . در موارد متعددی که نام او نقل شده است ، همه جا وی را مردی موثق خوانده اند. همچنین فرزندان و احفاد وی علی بن ابراهیم ، محمد بن ابراهیم ، محمد به علی بن ابراهیم وقاسم بن محمد بن علی بن ابراهیم ، همه ازخواص اصحاب ائمه (ع) و وکلای ناحیه مقدسه بوده اند . نسبت او به شهر همدان در ایران است ، نه همدان که نام قبیله ای است در یمن و جنوب عربستان .

وی چهل مرتبه به حج مشرف شده است . با امام رضا، امام جواد، امام هادی  و امام عسگری (ع) هم عصر بوده  و از طرف امام جواد (ع) وکالت داشته و در یکی از نامه های امام جواد (ع) به او آمده است: به دوستانم در همدان نامه نوشتم و در آن نامه به آنان دستور دادم که از تو پیروی کنند و به آن ها تذکر دادم که جز تو من نماینده ای در همدان ندارم.

بدون اینکه از امام عصر (ع) درباره او سوالی بشود ، توقیعی در وثاقت و مورد اطمینان بودن او صادر شده است ، و این بدان جهت بوده است که وی از بزرگان شیعه بوده که در مدح بیشتر آ ن ها از سوی ائمه اطهار (ع) مطالبی صادر شده است.

ابراهیم بن مهزیار اهوازی

کنیه او "ابواسحاق " است. ابن طاووس او را از سفرای معروف حضرت ولی عصر (ع)شمرده و گفته که در این امر ، نزد شیعه اختلافی نیست . مهزیار ، سه پسر داشته ، اولی و مشهور آن ها علی ، دومی ابراهیم و سومی داود است که همگی از فقها و از اصحاب ائمه (ع) بودند . علی که خدمت امام زمان (ع) رسیده ، فرزند ابراهیم بن مهزیار بوده است.

ابر رام

به ابری گویند که در آن رعد و برق وجود نداشته باشد.

ابر سخت

به ابرهایی گویند که در آن رعد و برق و آذرخش و صاعقه باشد . امام باقر (ع) فرمود : ابر سخت ،برای حضرت صاحب (ع) ذخیره شده است . هرگاه ابری چنین بود ، صاحب شما بر آن سوار است . بی شک او سوار بر ابر می شود و با آن به سوی آسمان بالا می رود و آسمان ها و زمین های هفتگانه را می پیماید.امام صادق (ع) فرمود: خداوند ، ذوالقرنین را در انتخاب بین دو ابر سخت و رام مخیر کرد . او ابر رام را برگزید و اگر ابر سخت را برمی گزید اجازه استفاده از آن را نداشت ، زیرا خداوند ،ابر سخت را برای حضرت قائم (ع) ذخیره کرده است                  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 9:42  توسط بوی باران  | 

ابدال

 

جمع بدل یا بدیل به معنای جانشینان است . این تعبیر را در مورد جمعی ازبندگان صالح خدا به کار می برند که در میان اولیا دارای مرتبتی مخصوص بوده اند ، و می گویند : جهان از وجود آن ها خالی نمی ماند ،و چون یکی از آن ها بمیرد ، خداوند دیگری را جایگزین وی می سازد .

دهخدا گفته: ابدال ، عده ای معدود از صلحا و نیکان و بندگان خالص خدایند که شمار آنان هفت یا هفتاد نفر است و گویند : زمین از وجود آن ها خالی نمی شود و جهان بدیشان برپا است و چون یکی از آن ها بمیرد، خدای تعالی دیگری را به جای او برانگیزد، این قوم بدانچه خدای از رازها در حرکات و منازل کواکب نهاده ، عارفند .

در وصف آنان آمده که آنان کسانی اند که دارای نیت های پاک و طبع سخی و خوی نیک اند و همواره به خیر خواهی مسلمانان بپردازند، و آنان معدن و منشا برکات و خیرات زمین اند و چون یکی از آنان برود ، دیگری جایگزین او گردد.

ابدال در روایات عامه از نظر عددو نیز از حیث محل و مکان ،مختلف آمده که در بعضی احادیث ، سی و در برخی چهل و در برخی دیگر شصت ذکر شده ، چنان که در بعضی از آن ها آمده که آنان در شام اند و در بعضی عراق و شام و در برخی یمن ذکر شده است.

و اما در روایات معتبره شیعه از ابدال ذکری نشده .فقط از خالد بن هیثم فارسی که از حیث و ثاقت مجهول الحال است آمده که وی از حضرت رضا (ع) پرسید : مردم براین عقیده اند که در زمین، ابدالی وجود دارند ، این ها کیانند؟ حضرت فرمود: راست می گویند . ابدال اوصیایند که خداوند چون انبیاء را از زمین برداشت ، این ها را بدل آن ها قرار داد.در مجمع البحرین آمده که ابدال قومی باشند که خداوند ، زمین را به وجود آن ها استوار داردو آن ها هفتاد نفرند. چهل تن آن ها در شام و سی نفر دیگر در جاهای دیگرند چون یکی از آن ها بمیرد ، فرد دیگری به جای او بیاید .

در بحارالانوار نیز آمده است که : از یاران حضرت مهدی (ع) در شام هستند که هنگام ظهور حضرت ، خود را به مکه می رسانند و با آن حضرت بیعت می کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 9:37  توسط بوی باران  | 

آینده جهان و نظریه پردازان

 
امروزه در اثر تحولاتی که در آخرین دهه قرن بیستم رخ داده است ، خصوصا فروپاشی شوروی و پایان رسمی جنگ سرد ، اندیشه (حکومت جهانی ) به محور پیش بینی نویسندگان معاصر ( عمدتا آمریکاییان ) در باره آینده جهان تبدیل شده است . دیدگاه مشترک نویسندگان غربی ، توسعه خطی تحولات ورسیدن حتمی به حکومت جهانی دموکراسی لیبرال است . لذا ( مسئوولیت) رهبران غرب برای رسیدن به آن موقعیت و (بی فایده بودن مقاومت ) مردم و رهبران غیر غربی در برابر این سیر محتوم وقایع جهان را متذکر می شوند . اما هریک از آن ها برای مقصود خویش راهی جداگانه را برگزیده اند . به تعدادی ز این نظریات یا پیش بینی ها ، بدون نقد آن ، اشاره می کنیم.
الف: فرانسیس فوکویاما ( معاون ژاپنی الاصل بخش برنامه ریزی سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا –تابستان 1989) با پردازشی نو از اندیشه هگل درباره آخر الزمان ، چنین می اندیشید که " جریان حقیقی تاریخ" در سال 1806 کمال معنوی پیدا کرده است وپس از ظهور و شکست محتوم فاشیسم و مارکسیسم ، سرانجام به سیطره دموکراسی لیبرال می انجامد و به کمال مادی هم دست می یابد. او تنها آلترناتیو (جایگزین ) واقعی و معتبر لیبرالیسم را فاشیسم و کمونیسم می داند که فروپاشیده اند ، ولی معتقد نیست که دیگر هیچ اندیشه ای وجود ندارد . بلکه به نظر او در پایان تاریخ برخی جوامع به صورت جوامع لیبرال موفق در آمده و بقیه هم از ادعای خود مبنی بر ارایه اشکال و الگوهای متفاوت وبرتر درباره ساماندهی انسانی چشم می پوشند. در واقع لیبرالیسم از آن روبرجهان مسلط می شود که در برابرش ، ایدئو لوژیکی بشریت و جهانی شدن دموکراسی غربی به عنوان شکل نهایی حکومت با لوازم آن یعنی شیوه زندگی سرمایه داری و میل دستیابی به جامعه مصرفی که به لیبرالیسم اقتصادی وسیاسی منجر می شده است. او این رکود برخورد وتکاپوی اندیشه ها را پایان تاریخ می نامد ؛ دورانی که در آن شور و شوق ها از بین رفته و سده های ملامت باری در پیش خواهد بود.
او درباره جهان سوم معتقد است که هنوز در تاریخ فرورفته است ، و آن را تحقیر می کند و می گوید که جهان سوم در تحول ایدئولوژیکی جهان نقشی ندارد. از نظر او تعارض شمال و جنوب ( به جای شرق و غرب) ، بیداری جهان اسلام ، رشد ملی گرایی، شکست سیاست های توسعه ، گسترش تروریسم ، بحران سیستم پولی بین المللی ، بی ثباتی بازارهای جهانی ، قدرتمند شدن متزاید هند و برزیل ،همگی فرعی بوده و تناقض بنیادین با لیبرالیسم ندارند . بلکه میراث مشترک ایدئولوژیکی بشریت اهمیت دارد. این میراث مشترک ، همان لیبرالیسم اقتصادی وسیاسی است.
ب) مارشال مک لوهان : نیز همین نظر را با دیدگاه دیگری بیان می کند . دیدگاه او مبتنی بر انقلاب در عملیات با اطلاعات است که جهان کنونی را به یک دهکده تبدیل کرده است و حتی ارتباطات در جهان فعلی ازارتباط افراد یک دهکده سریع تر و راحت تر شده است. در همه دنیا یک دریای واحد اطلاعاتی هست که سرچشمه و منبع آن غرب است . این تحول در اطلاعات سبب تماس نزدیک فرهنگ های بومی غیر غربی با فرهنگ غربی دموکراسی لیبرال شده است و در این تماس طبعا فرهنگ قوی و غالب ، فرهنگ های دیگر را جذب و هضم می کند و تفکر لیبرالیسم در سراسر جهان رواج می یابد . فرهنگ ها یک کاسه می شوند و عناصر کلیدی ساختار اجتماعی ( اقتصاد ، سیاست ، فرهنگ و ....) همه به سوی یکسان شدن پیشرفته و نهایتا مقتضی ایجاد یک حکومت جهانی که فرهنگ و ساختار اجتماعی دهکده جهانی هویت آن را تعیین می کند ، خواهد بود . با این مقدمات ضرورتا حکومت واحد جهانی با فرهنگ دموکراسی لیبرال تشکیل می شود.
ج) آلوین تافلر: دیدگاهی دارد که نه مبنای فلسفی دارد و نه روش جامعه شناختی ؛ استدلال وبرهان نهایی ارایه نمی دهد ؛ بلکه همواره از یک نقطه شروع کرده و با ارایه مثال و نمونه به نقطه دیگری عزیمت می کند. او مشکل آینده جهان را براساس نوع قدرت و تقسیم آن ترسیم می کند و قدرت را مهم ترین یا تنها عامل موثر سیاسی جهان و ساختار اجتماعی بشر می داند.او معتقد است که سه گونه تمدن در جهان وجود دارد که هر یک نظام خاصی برای تولید ثروت دارد: تمدن کشاورزی (موج اول) ، تمدن صنعتی (موج دوم ) ، تمدن علمی واطلاعاتی (موج سوم) که راه آینده جهان در نتیجه برخورد آن ها با هم ایجاد و مشخص خواهد شد . دراین تمدن ها اگر چه عناصری از مذهب ، فرهنگ و قومیت وجود دارند، ولی این پیوندها توسط نیروهای صنعتی ضعیف شده اند ،لذا در تمدن موج سوم تأثیر این عناصر بسیار اندک و در تمدن کشاورزی در بالاترین حد است . او هریک از این تمدن ها را – چون جوامعی با مذاهب ، فرهنگ ها و قومیت های متفاوتی را در بر می گیرد – یک (ابر تمدن ) می نامد که با مفهوم رایج تمدن چندان سازگار نیست . به نظر تافلر جنگ به شیوه موج سوم ، جنگی با ابزار و تسلیحات هوشمندانه (الکترو- لیزری ) است ، که دقت بسیار و آسیب پذیری کم دراد و جنگی بهداشتی و پاکیزه است.
د) پال کندی : از استادان مشهور انگلیسی دانشگاه های آمریکا ، نظراتی واقع بینانه تر دارد. البته نظریات وی جنبه پیش بینی ندارد، بلکه بررسی مشکلات واقعی است که به ترتیب ایالات متحده آمریکا ، غرب و بالاخره تمام انسان ها با آن مواجه هستند و خواهند بود . بنابراین می توانیم نظریات او را در دو قسمت بیان کنیم :
1.افول نسبی ایالات متحده آمریکا : که به تعبیر وی به عارضه ( گسترش بیش از اندازه امپراتوری) دچار شده است . ( یعنی مجموع منافع وتکالیف جهانی آن ، امروزه بسیار بزرگتر از قدرت آن برای دفاع همزمان از همه آن هاست ) و همچنین با امکان نابودی هسته ای که ماهیت سیاست قدرتمندانه بین المللی را کاملا دگرگون کرده است روبرو است . به نظر وی به دلیل امکان نابودی کامل طرفین در یک جنگ تمام عیار هسته ای ، آن ها به گسترش نیروهای سنتی خود که هزینه بسیار بیشتری دارد ، رو آورده اند . مجموع این خصوصیات سبب شده است که اگر روزی کشورهای مهم درگیر جنگ غیر هسته ای شوند ، وضعیت استراتژیکی ایالات متحده آمریکا سبب شود مثل اسپانیای امپراتوری یا بریتانیای دوران ادوارد هفتم ، مخاطراتی عظیم متوجه منافع این کشور در خارج از آن شود و این کشور هم به تنهایی قادر به دفاع همزمان از آن ها نخواهد بود و ترک هریک از آن ها هم خطرات بزرگ دیگری دارد.
2. مشکلات آینده جهان خصوصا جهان غرب: پاول کندی برخی از مسایل را که مشکلاتی مشترک (البته از وجوه مختلف) در انتهای قرن بیستم برای بشر می آفریند، بررسی می کند : انفجارجمعیت، انقلاب بیولوژیکی ودر نتیجه بیکاری ، فقرو نگرانی میلیون ها کشاورز ، پیشرفت ارتباطات و...
او نتایج این مشکلات وراه های مبارزه با آن یا تقویت آن را نیز بررسی می کند. روی هم رفته کار پاول کندی عمدتا بررسی واقعیات است نه پیش بینی وسیع آینده . البته نویسندگان دیگری هم در این مورد نظراتی دارند. مثلا دکتر احمد سیف معتقد است که دموکراسی های غربی از جهان سوم دشمنانی دیو هیبت واهریمنی نشان می دهند ( از نظر رقابت ایدئولوژیک ، از نظر احتمال مهاجرت گسترده جنوب به شمال ، و از نظر تهدید نظامی و....) تا خود موفق شوند به حالت بربریت برگردند.
ه) ساموئل هانتینگون ، استاد دانشگاه ها روارد آمریکا که نظریه معروف ( برخورد رویارویی تمدن ها) را پرداخته است ، خلاصه اندیشه وی از این قرار است :
1. نقطه اصلی برخورد در جهان آینده نه ایدئولوژیکی است و نه اقتصادی ، بلکه فرهنگی است و بین تمدن ها صورت می گیرد . 2. حتی ممکن است دردرون یک تمدن نزاع ها و برخورد هایی هم پدید آید؛ ولی سرنوشت جهان را برخورد تمدن ها تعیین خواهد کرد .
3. تمدن ، بزرگترین واحد عرصه بین الملل است و در جهان کنونی هفت یا هشت تمدن بزرگ وجود دارد: تمدن غربی ، تمدن کنفوسیوسی، تمدن ژاپنی ، تمدن اسلامی ، تمدن هندو ، تمدن اسلاوی – ارتدوکس ، تمدن آمریکای لاتین و احتمالا تمدن آفریقای . این تمدن ها وجوه اختلاف اساسی دارند: تاریخ، زبان ، فرهنگ ، سنت ، و از همه مهم تر مذهب ؛ البته اختلاف لزوما به معنی درگیری و درگیری مترادف با خشونت نیست . هرچند اغلب ، طولانی ترین و خشونت آمیزترین برخوردها بین تمدن ها بوده است . 4. جهان در حال کوچک تر شدن ، کنش و واکنش بین ملت های وابسته به تمدن های مختلف در حال افزایش ، و در نتیجه هوشیاری تمدنی و آگاهی به وجوه اختلاف بین تمدن ها و وجوه اشتراک در درون هر تمدن در حال شدت یافتن است (خود آگاهی تمدنی) 5. مذهب و فرهنگ ، هویت واقعی افراد را تشکیل می دهد و حل مسایل مربوط به آن از حل مسایل اقتصادی و سیاسی دشوارتر است و تمایزات مربوط به آن واقعی وغیر قابل تعویض یا معامله است . 6. تمدن های کنفوسیوسی و اسلامی در حال ارتباط و همکاری با هم در برابر تمدن غرب (برای برخورد با منافع ، ارزش ها و قدرت آن ) هستند.
7. از نظر هانتینگتون جهان معاصر پس از جنگ سرد دو خصیصه دارد: 1. در گذشته یک نظام بین المللی چند قطبی مبتنی بر چارچوب غرب و اروپا وجود داشت،اکنون برای اولین بار در تاریخ ، سیاست های جهانی هم چند قطبی است و هم چند تمدنی .
2.در جهان چند قطبی – چند تمدنی ، بی تردید غرب همچنان به صورت فائقه خواهد ماند، ولی قدرت وجذابیت تمدن های دیگر در حال افزایش و عکس العمل برضد غرب هم در حال شکل گیری است . ولی در دراز مدت قدرت غرب نسبت به دیگر تمدن ها در حال کاهش است .
8. مهم ترین منابع بی ثباتی در جهان معاصر عبارتند از :الف : در جهان چند ملیتی – چند تمدنی ، بروز درگیری های قومی و قبیله ای در درون کشورها و جوامع امری کاملا بدیهی است. ب: پویایی موجود در جهان اسلام در زمینه تجدید حیات اسلام که بنیاد گرایی اسلامی صرفا بخش کوچکی از آن است . احیای اسلام واکنشی است به مشکلات ناشی از نوسازی و تحول اجتماعی ، افزایش جمعیت ، شهری شدن مردم و ازخود بیگانگی . ج: تحولات ژرف جاری در آسیای شرقی که پویا ترین منطقه اقتصادی جهان است و چرخش قدرت از غرب به سمت کشورهای آسیایی بسیار بدیهی است و چین بازیگر اصلی در آسیاست و در آینده این کشور گستاخ تر و توسعه طلب تر و مهاجم تر و امپریالیست تر خواهد شد.
9. هانتینگتون جریان های دموکراسی شدن درجهان معاصر و آخرین مراحل آن وتغییر ساختارهای حکومتی مختلف در نقاط متفاوت جهان و همچنین تغییرات نهادها و سازمان های تشکیل دهنده هریک و میزان سازگاری آیین کنفوسیوس و اسلام با دموکراسی را بررسی می کند و رهنمودهایی را نیز برای دموکرات شدن ذکر می کند و علل میزان پیشرفت دموکراسی در جوامع را مورد تحقیق قرار می دهد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 13:31  توسط بوی باران  | 

آمادگی برای غیبت


 بعد از  امام هشتم ، دیگر امامان معصوم برای همگان ظاهر نمی شوند .بلکه فقط برای خواص شیعه ، آن هم در موارد خاص ظاهر می شدند ؛حتی پاسخ سوالات ورفع نیازمندی های آن ها را غالبا از پشت پرده انجام می دادند ، تا شیعیان را برای غیبت ولی عصر (ع) آموزش دهند و آماده کنند . در پرتو همین تجربه و تمرین بود که غیبت امام برای شیعیان گران نبود، در صورتی که برای دیگران سخت ودشوار بود؛ زیراآنها از چنین دوران تمرین ، بی بهره بودند .
هر چه دوران غیبت صغری نزدیک تر می شد ، استتار امامان بیشتر می گردید و لذا می بینیم در زمان امام هادی و امام عسگری (ع) این مسأله محسوس تر و ملموس تر است . مسعودی می نویسد : ( روایت شده که امام هادی (ع) غیر از عده کمی از یاران خود ، از نظر اغلب شیعیان غایب بود . موقعی که امر امامت با امام حسن عسگری (ع) واگذار شد ، آن حضرت با خواص شیعیان خود و غیر آنان از پشت پرده صحبت می کرد . علت این که آن حضرت و پدر بزرگوارش این عمل را انجام می دادند ، این بود که مقدمه غایب شدن امام زمان (ع) را فراهم کرده باشند تا شیعیان با این موضوع مأنوس شوند و منکر غایب شدن امام  نشوند و مردم به پنهان بودن امام عادت کنند).


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 10:52  توسط بوی باران  | 

آل اعین


از بزرگ ترین خاندان علمی کوفه و از خواص شیعیان اهل بیت (ع) بوده که مدت رهبری این سلسله از اوائل عصر حضرت سجاد (ع) ، حدود سال 61 ق تااواخر غیبت صغری و وفات آخرین سفیر حضرت حجت (ع) در سال 329 ق ادامه داشت و در این مدت ، بسیاری از علماء و فقها و ادبا و مفسرین و راویان حدیث از این دودمان برخاسته اند .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 10:51  توسط بوی باران  | 

آشوب های جهانی


یکی از نشانه های آخر الزمان ، آشوب های جهانی است . جنگ ها و ویرانی های بسیاری در آخرالزمان روی می دهد.پیامبر اکرم (ص) فرمود: بر امت من بلائی نازل می شود که سخت تر از آن شنیده نشده است . زمین با این وسعت بر آن ها تنگ می شود . در حدیث دیگری می خوانیم : بلایی به این امت می رسد که مردان آن پناهگاهی نمی یابند که از ستم ستمگران به آنجا پناه ببرند . از آن پس هر روز اوضاع سخت تر می شود، دنیا بیشتر پشت می کند ، مردم بخیل تر می شوند .... و قیامت در عهد بدترین مردمان برپا می شود. نیز پیامبر اکرم (ص) فرمود: پس از من چهار فتنه بر شما فرود می آید که در اولی خون ها مباح می شود ، در دومی خون ها وثروتها مباح می گردد، در سومی خون ها و ثروتها و ناموس ها مباح می گرددو در چهارمی آشوبی کور و کر جهان را مضطرب می سازد .... و مردم تلخی حوادث و فشار آشوب را لمس می کنند .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 10:50  توسط بوی باران  | 

آسيب شناسي تربيتي مهدويت

 
مهدويت تنها مساله اي اعتقادي نيست ، بلکه بعد تربيتي نيز دارد. هنگامي که ما مشخص مي کنيم براساس متون روايي ، اعتقاد به وجود و ظهور مهدي (ع) ضروري است، مجموعه دانشي را براي افراد فراهم نموده ايم . اما هنگامي که اين مجموعه ، به همراه خود ، تحولات هيجاني ، عاطفي و عملي معيني را ايجاد مي کند که ضمن آن ، افراد  مي کوشند خود را براي ياوري امام مهدي (ع) مهيا سازند ، چهره تربيتي مهدويت آشکار مي گردد . وقتي به جنبه تربيتي مهدويت واقف شديم ، بايد آسيب شناسي تربيتي مهدويت را مورد تأمل قرار دهيم :
1.    حصاربندي و حصارشکني: از آسيب هاي تربيتي مهدويت است .برخي معتقدند پيروان حق ، بايد بريده و برکنار از پيروان باطل ، انتظار بکشند تا لحظه وقوع واقعه فرارسد . در اين تصور ، دوران غيبت به مثابه ( اتاق انتظار ) است که بايد در آن ، به دور از اهل باطل نشست و منتظر بود تا صاحب امر بيايد و کار را يکسره کند . تنها تلاش افراد در اين جا براي دور نگاه داشتن و مصون داشتن خود وديگران ، از اهل باطل است . اين آسيب از کج فهمي نسبت به مهدويت نشأت گرفته است چون اگر مهدويت ، ناظر به غلبه نهايي حق برباطل است ، بايد اين غلبه را در پرتو قانون کلي چالش ميان حق وباطل فهم کرد.در چالش با باطل است که حق غالب مي گردد. حصارشکني هم از آسيب هاست . درحصار شکني هر مرزي را برمي دارند و بي مرزي را حاکم مي کنند . نمونه اين بي مرزي و التقاط در عرصه مهدويت ، آن است که کساني معتقد شوند ،(مهدي) اسم خاصي براي فرد معيني نيست ، بلکه نمادي کلي براي اشاره به چيرگي نهايي حق و عدالت بر باطل و بيدادگري است و مصداق اين نماد مي تواند هرکسي باشد.
2.    کمال گرايي(غير واقع گرا) و سهل انگاري : اين که کمال گرايي چگونه در عرصه تربيت مهدوي آشکار مي گردد ، زمينه اين امر آن است که مهدي (ع) عهده دار رسالتي سترگ است و اين رسالت ، جز با ياراني نستوه به انجام نمي رسد . در نظر بودن چنين غايت بلندي در مسأله مهدويت ، زمينه ساز آسيب تربيتي کمال گرايي مي گردد. مربيان ، بدون توجه به وسع فهمي و عملي افراد ، آنان را از همان ابتدا به فتح اين قله عظيم مي خوانند ، لذا فرد از همان آغاز از مقصد ومقصود اعراض مي کند . در نقطه مقابل کمال گرايي ، سهل انگاري است ؛ يعني جايي براي مهدويت ، در ذهن و ضمير فرد فراهم نمي آيد و سهل انگاري نسبت به مهدويت در تربيت ديني ، به منزله از دست نهادن اين تأثير عظيم تحول بخش در شخصيت افراد است .
3.    گسست و دنباله رويي : هنگامي که مباحث و مطالب مربوط به مهدويت ، به زباني مهجور مطرح گردد يا با مسائل و مباحثي که نسل جديد با آن ها درگير است ارتباط نيابد ، گسست رخ مي دهد . در نقطه مقابل ، قطب آسيب زاي ديگر دنباله روي نسل پيشين نسبت به نسل جديد است که مي تواند در عرصه مهدويت به دوشکل آشکارشود : اول؛ سخن نگفتن از آن ، به سبب اين که ذائقه نسل جديد، خوش نمي آيد ، دوم ؛ فرو کاستن مهدويت به شکل هاي رايج حکومت، مانند دموکراسي . هيچ يک از دو روش مطلوب نيست . پس کساني که مسأله مهدويت را در جريان تربيت ديني مطرح مي کنند ، بايد هم تناسب و هماهنگي آن را با ذهن و زبان نسل جديد بازشناسي کنند و هم مراقب باشند که آن را به اميال و آراي رايج آنان فرو نکاهند.
4.    مريد پروري و تکروي: مريد پروري،صورت تحريف شده امامت است ،يعني افراد ، امامان را چنان بستايند که گويي آنان ، منشأ اوليه حق و حقيقت اند (محب غال) افراطي گري آنان در اين است که امام را از حد خويش فراتر مي برند و او را به مقام الوهي بر مي کشند ، در حالي که حضرت ، کارگزار و فرمانبر خداست . قطب دوم آسيب ، تکروي است ، يعني نفي امامت يا تعميم امامت . در حالت تکروي ، فرد تربيت شونده در حد خود محدود مي شود و از بهره جستن از نمونه ها و الگوهاي برجسته باز مي ماند.
5.    قشري گري و عقل گرايي: قشري گري در دين ، مانع فهم عمق معارف ديني مي گردد و از اين رو ، بستري براي رشد کج فهمي و انحراف و بدعت است در دوران غيبت هم ، قشري بودن افراد، آنان را به تعبيرهاي نادرست از احکام ديني خواهد کشاند ؛ چنان که هنگام ظهور حضرت ، سخنان او و احکام ديني که او مطرح مي سازد ، در نظر مردم ، جديد و ناشناخته است . از سوي ديگر ، عقل گرايي نيز يکي ديگر از ورطه هاي لغزش است؛ يعني اين که انسان در عرصه دين ، همه چيز را پس از اثبات قطعي عقل بپذيرد.چنين تصوري نه با واقعيت عقل هماهنگ است و نه با تربيت ديني .
6.    خرافه پردازي وراز زدايي : خرافه پردازي يعني حقايق ماوراي طبيعي دين ، دست خوش عوام زدگي گردد و بستر مناسبي براي خرافه پردازي فراهم آيد و عده اي داعيه رويت حضرت در خواب وبيداري کنند؛ هرچند امکان اين امر ، در اصل منتفي نيست . راز زدايي هم يعني امور ، مانند اموري طبيعي نگريسته شوند و ردپاي هر امر ماوراي طبيعي در آن ها محو گردد ، مانند ابن خلدون که معتقد است مراد از ظهور مهدي (ع) پيدايش حکومتي مبتني بر اتحاد قبايل سادات اطراف مدينه و حجاز است.
7.    انحصارگرايي و کثرت گرايي: انحصارگرايي يعني اعتقاد به حکومت عدل مهدي(ع) ، موجب تحريم هر حکومتي حتي عدل پيش از آن گردد، که متأسفانه اين ديدگاه عملا در ميان برخي از معتقدان به مهدويت آشکار شده است ، و اين که هر حکومتي قبل از حکومت مهدي (ع) طاغوت است ، فهمي آسيب زا از مهدويت است، چون پيامد عملي چنين فهمي ، عدم تلاش براي برقراري حکومت عادلانه پيش از ظهور است وحاصل عملي آن ، تمکين نسبت به هر گونه حکومت جور پيشه خواهد بود . در مقابل، کثرت گرايي نيز قطب دوم آسيب است . کثرت گرايي به مفهوم برابر دانستن طريقه هاي مختلف ، مي تواند به اين نتيجه منجر شود که هر وضع موجودي ، شروع تلقي شود و بالاخره کثرت گرايي به تجويز هر حکومتي ختم خواهد شد.  

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 12:55  توسط بوی باران  | 

آس


درختي است که در بهشت کاشته شده . عصاي حضرت موسي (ع) از شاخه آن درخت بود و آن را جبرئيل (ع) براي او آورد . حضرت مهدي (ع) هنگام ظهور ،عصاي موسي (ع) را همراه دارد. آس ، درختي است بلندتر از انار ، داراي گل و برگي معطر ، و تخمش سياه است . در مناهي رسول (ص) از خلال کردن با چوب آن نهي شده است.در حديثي از پيامبر (ص) آمده : ( ورائحه ابنتي فاطمه الزهرا رائحه السفرجل والآس والورد)
+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 11:27  توسط بوی باران  | 

آزمون یاران حضرت

آزمون ياران حضرت
همه انبياءومصلحان الهي هسته هاي اصلي نهضت خويش رابا آزمايش برگزيد ه اند ،چرا که راه دشوار است وآميخته با رنج ها وبدون داشتن ياراني آبديده سرد وگرم چشيده فداکار و وفادار نمي توان خطر کرد.طالوت که در روايات ياران مهدي به ياران او تشبيه شده اند،در نبرد باجالوت،لشکريانش راباتشنگي آزمود.تن پروران وناشکيبايان نظم رابر هم زدند،حريصانه به آب افتادند،ولي صبور مردان از آن،لب تر نکردند.از اين راه،روشن شد که گروه نخست،ارزش وتوان همراهي باطالوت راندارندو سرانجام،در رويارويي باسپاه دشمن،وحشت آنان رافرا گرفت وازجنگيدن،باز ماندند،ولي گروه دوم که ايمان فکريوبصيرت واقعي داشتند،همه پيروزي رادراختيار خدا ديدند وصبورانه مقاوت ورزيدند،.ياران مهدي(ع)نيز براي رسيدن به درجه شايستگي همراهي،ازغربال هاي گوناگون گذر داده مي شوندوپس از پيمودن مراحل دشوار،به قله رفيع "نصرت"بالا مي روند.
پاره اي ازمايش ها پيش از قيام صورت مي گيردوپاره اي پس ازآن.طولاني شدن غيبت،فتنه ها،فريبندگي ها،افکار باطل،جاه ومقام،جلوه فروشان،محراب داران،دين به دنيا فروشان،عالم نمايان و....بسياري از منتظران را ازراه باز مي دارند.به ميزان درجات ايمان وگذر مي جويند.به فرموده امام صادق(ع)در وقت ظهور،برخي ياران،شب در بستر ناپديد مي شوند وفرداي آن در مکه اندو گروهي روزدر آسمان راه مي سپارند.گفتم:فدايت شوم کداميک ايمانش بيشتر است؟فرمود:آنکه در آسمان حرکت مي کند.
پس ازگرد آمدن نيروها،آزمون سختر مي شود.امام با آزمون هاي جسمي ورواني،باورها را به آزمايش مي گذارد.از جمله،همانند طالوت که سپاهيانش را باتشنگي آزمود،ياران امام نيز باتشنگي نيز امتحان خواهند شد.فراتر از آن،امام بي پروابه باورهاي خرافي وعوامانه حمله مي برد ومعارف به دور از دسترس وپوشانده شدن درغبار فراموشي راآشکار مي سازد.در اين تکان هاي فکري،صاحبان بصيرت ومعرفت،تزلزلي به خود راه نداده واستوار برجاي مي مانند،ولي آنان که درباورهاي خود ناخالصي دارند وانديشه را ازسرچشمه نگرفته اند ودر حقانيت امام ترديد کرده اند،از پيرامون حضرت پراکنده مي شوند.هنگام سخنراني امام در مسجد  کوفه وتخريب ديوارمسجد پيامبر،تفاوت هاي فکري وبينش همراهان به بوته آزمايش در مي آيد ودرجه ورتبه ياران در پيروزي فرامين امام ارزيابي مي شود.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 10:41  توسط بوی باران  | 

آزمون غیبت

آزمایش های دینی برای ایمان آوردندگان در همه زمان ها، قانون الهی است :( احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا وهم لا یفتنون) اما این قانون ، در روزگار غیبت به دو جهت مورد تأکید است : 1. آن که امام از نظرها پنهان است ومنتظران ، منتظر ظهور اویند وچون این امر به درازا می کشد ، افکار و دعوت های باطل ، در میان مسلمانان پدید می آید و گروهی گمراه می شوند .2. در این دوران ، شرایطی به وجود می آید و اوضاعی بر جوامع حاکم می شود که نگاه داشتن دین، بسیار دشوار می شود . بیشتر مردمان ، به انگیزه های گوناگون ، ایمان دینی خویش را در زندگی از دست می دهند و دینداری را کنار می نهند.

امام رضا (ع) درباره آزمایش در دوران غیبت می فرماید :" آن چه گردن های خود را به جانبش دراز کرده بود [ تشکیل حکومت آل محمد (ع) ] اتفاق نمی افتد ، تا این که مشخص شوید و امتحان گردید و باقی نمی ماند از شما مگر اندکی " نعمانی ، باب دوازدهم از کتاب الغیبه خویش را به امتحان شیعیان در عصر غیبت اختصاص داده و احادیث گوناگونی در این زمینه آورده است . اما مهم ترین انگیزه ای که سبب می گردد در دوران غیبت ، دینداران با آزمایش های اعتقادی و علمی بسیار روبه رو گردند ، عبارتند از : گسترش زمین های نا باوری ، افزایش انگیزه های انحراف و گریز از دین ، ستیزه جویی ها با دینداری .

پس قانون آزمایش وغربال شدن مومنان ، در ظرف زمانی غیبت که گمراهی وستم ها هجوم می آورند ، در شکوفا شدن حق جویی خلاصی دینی دینداران و شایستگی برای حضور در جهادی فراگیر و سخت در رکاب حضرت مهدی (ع) نقشی اساسی وزیر بنایی دارد. به فرموده پیامبر(ص) چشم به راه فرج داشتن ، همراه با صبر و استقامت ، عبادت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 12:10  توسط بوی باران  | 

آرماگدون

 

کلمه (آرماگدون ) واژه ای است اصلا یونانی که بنا به تعریف واژه نامه های آمریکایی همچون فرهنگ (وبستر ) به معنی نبرد نهایی حق و باطل در آخرالزمان است .همچنین این واژه نام شهری است در منطقه عمومی شام که بنا به آنچه در باب شانزدهم مکاشفات یوحنا ، در عهد جدید آمده است ، جنگی عظیم در آن جا رخ می دهد و مرحله حاضر از زندگی بشر در آن زمان پایان میابد .به عبارتی نبرد مذکور ، مقدمه تحولی بزرگ است که سرنوشت نهایی آدمی بر روی کره زمین به آن بستگی دارد .

حادثه شریف ظهور ، حادثه ای بزرگ است و قدرت های بزرگ جهان ، سیاست خارجی خود را بر مبنای حوادثی که پیش از آن رخ می دهد جهت داده و نقشه های نظامی خود را به شکلی سامان داده اند که آمادگی های لازم برای این حادثه در آن ملحوظ باشند . این در حالی است که موسسات دینی و رسانه های این دولت ها نیز ، مردم خود را برای پیشباز این حادثه آماده می سازند .

این موسسات دینی به همراه رسانه های دیداری و شنیداری این دولت ها ، از سالهای دهه هشتاد میلادی مردم خود را به ایمان جمعی به وقوع حادثه ای بزرگ در سرزمین شام که به نبردی هسته ای خواهد انجامید توجه داده اند . این موسسات پیوسته مردم خود را به ایمان به این نکته فرا می خوانندکه به زودی لشگری از دشمنان مسیح که بدنه اصلی آن از میلیون ها نظامی تشکیل یافته ، از عراق حرکت می کند و پس از گذشتن از رود فرات – که در آن زمان به خشکی گراییده است – به سوی قدس رهسپار می شود. اما نیروهای مومن به مسیح ، راه این لشگر را سد کرده و همگی در ( آرماگدون ) با یکدیگر برخورد خواهند کرد و در این مکان است که در گیری اتفاق خواهد افتاد . صخره ها ذوب می شوند ... دیوارها بر زمین فرو می غلتند ... پوست تن انسان ها در حالی که ایستاده اند ذوب شده و میلیون ها نفر از بین می روند... و این نبردی نهایی و هسته ای است . سپس مسیح برای بار دوم از جایگاه بلند خود بر زمین فرود می آید و پس از چندی زمام رهبری جهان را در دست گرفته و صلح جهانی را برقرار می کند . او دولت صلح را بر زمین نو وزیر آسمانی تازه بنا می کند و این مهم را از مرکز فرماندهی خود در قدس عملی می سازد.

یک بررسی انجام گرفته از سوی موسسه " تلسن " که در اکتبر سال 1985 میلادی به نشر رسیده است . نشان می دهد که در حال حاضر 61 میلیون آمریکایی در انتظار واقعه آرماگدون گوش خوابانده اند و این در حالی است که ذکر موسسات دینی و ایستگاه های رادیو تلویزیونی که به این مهم پرداخته اند ؛ در این مجال میسر نیست .

موسسات دینی آمریکایی این نکته را روشن ساخته اند که سپاهی که از عراق به سوی قدس رهسپار خواهد شد ، بنا به پیش گویی حرقیال از نظامیانی از عراق ، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل می شوند .مدارس انجیلی در آمریکا بر پایه این تحلیل که واقعه آرماگدون تنها حادثه ای است که بازگشت دوباره مسیح را به زمین ممکن می سازد .... و این واقعه ای بسیار نزدیک است ، به تبلیغ این دیدگاه پرداخته اند .

آرماگدونی که این عده از آن سخن می گویند ، همان حادثه عظیمی است که پیش از ظهور مهدی (ع) رخ خواهد داد ، و  همان حادثه بزرگی که ائمه ما (ع) نام " قرقیسیا" را بر آن اطلاق کرده اند . ائمه ما ، از این نکته خبر داده اند که میلیون ها نظامی از آمریکا ، اروپا ،روسیه ، ترکیه ، مصر ودول مغرب عربی به اضافه سربازانی از سرزمین شام شامل کشورهای سوریه ، اردن ، لبنان ، فلسطین و اسرائیل همگی در ناحیه ای در این محدوده تحت عنوان "قرقیسیا" با یکدیگر برخورد کرده و پس از حصول درگیری ، این سفیانی است که همگی را چونان کشتزاری درو شده در هم می کوبد و از صحنه نبرد پیروز بیرون می آید در صحیحه میسراز امام باقر (ع) نقل است که فرموده : ( ای میسر ! از این جا تا قرقیسیا چقدر راه است ؟ ) عرض کردم : ( همین نزدیکی ها در ساحل فرات قراردارد .) سپس فرمودند : ( اما در این ناحیه واقعه ای اتفاق خواهد افتاد که از زمانی که خداوند متعال آسمانها و زمین را آفریده بی سابقه بوده چنان که تا وقتی آسمانها و زمین برپا هستند هم ، واقعه ای همچون آن اتفاق نخواهد افتاد ... سفره ای است که درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر می شوند . ) امثال این روایات از امام صادق (ع) و سایر ائمه نقل شده است .

به هرحال موسسات دینی انجیلی آمریکا آن چه را روانشناسان گفته اند در قضیه بازگشت دوباره مسیح به زمین پس از حادثه آرماگدون به کار بسته و به این گفته قائل اند که بی گمان امکان تحقق هرنوع پیش گویی در وهله نخست به ایمان مردم به آن و به پافشاری شان بر ضرورت به کرسی نشستن آن و همچنین به شمار نفرات آن ها و شمار نفرات کسانی بستگی دارد که رهبری کاروان تبلیغاتی به راه افتاده برای تحقق بخشیدن به آن پیشگویی را برعهده دارند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:39  توسط بوی باران  | 

آداب ملاقات با حضرت

آدابی که به برکت آن ها می توان حضرت را در خواب  یا بیداری زیارت کرد ، بسیار است . پاره ای از آن ها چنین است ؛ مداومت بر عمل نیک ، انابه وتضرع در چهل روز به قصد ملاقات حضرت ، رفتن چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله یا چهل شب جمعه در کوفه و عبادت کردن در آن جا ، زیارت سید الشهدا در چهل شب جمعه ، مداومت بر دعا درچهل روز ، همراه با مراقبت در طعام وشراب از حیث حلال یا حرام بودن آن در آن ایام ، خواندن این دعا بعد از هر نماز واجب ( اللهم بلغ مولانا صاحب الزمان اینما کان و حیثما من مشارق الارض و مغاربها سهلها وجبلها عنی ...) در بعضی کتب آمده است که هرکس بخواهد یکی از انبیا ء و ائمه (ع) را ( یا سایر مردم یا فرزندان خود را ) در خواب ببیند ، سوره " والشمس" و " انا انزلنا " و " قل یا ایها الکافرون " و " قل هو الله احد " را صد مرتبه بخواند و صد مرتبه صلوات بر پیامبر بفرستد و بر طرف راست بخوابد ، همانا آن چه را که قصد کرده ، در خواب خواهد دید .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 13:34  توسط بوی باران  | 

آدینه

نام آخرین روز هفته نزد مسلمانان است ، مانند شنبه نزد یهود ویکشنبه نزد نصاری ؛ ودر روایات ، روز ظهورحضرت مهدی (عج) است .

                                                                                                                                

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 13:34  توسط بوی باران  | 

آخرین دیدار عمومی حضرت

آخرین دیدار عمومی حضرت مهدی (ع) با شیعیان ، روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری بوده است که در مراسم تشییع جنازه پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری (ع) ظاهر شد و بر جنازه پدرش نماز خواند وسپس غایب شد . این دیدار در سامرا و درخانه پدرش امام حسن عسکری (ع) انجام یافت.

از آن زمان تاکنون ، دیگر ملاقات رسمی و عمومی میان آن  حضرت ودیگران به وقوع نپیوسته است .


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 13:5  توسط بوی باران  | 

آخرین دولت

تعبیرهایی که در روایات در مورد دولت و حکومت امام مهدی (ع) آمده چنین است:

  1. دولت جهانی که اشاره به قلمرو حکومت دارد .
  2. دولت عدالت که اشاره به بسط عدالت در زمان حاکمیت این دولت دارد .
  3. دولت کریمه که اشاره به محوریت کرامت انسان در این دولت داردو به طور مشخص بیان شده که کرامت مداری یعنی عزت اسلام و مسلمین است از یک سو و ذلت و نفاق و منافقان از سوی دیگر.
  4. دولت صالحان که اشاره به صالح بودن زمامداران آن است.
  5. دولت حق که اشاره به حق مداری این دولت ونتیجه آن یعنی بسط حق و رفع باطل است .
  6. دولت مستضعفان که اشاره به حاکمیت یافتن کسانی دارد که از سوی صاحبان زروزور و تزویر به استضعاف کشیده شده اند.
  7. دولت امنیت که اشاره به امنیت فراگیر در آن دولت است ، امنیتی که هم اجتماعی است و هم ایمانی .
  8. دولت رفاه که اشاره به فراگیری رفاه در پهنه زمین است و.....

یکی دیگر از تعبیرهایی که از دولت مهدوی شده ولی کمتر مورد توجه قرار گرفته ، تعبیر

 (( آخرین دولت )) است.

این تعبیر در کلمات نورانی معصومان (ع) وجود دارد. امام باقر (ع) می فرمایند: دولتنا آخر الدول.

دولت ما آخرین دولت است .سپس در پایان کلام خویش می فرمایند : و هو قول الله عزوجل:

 ( والعاقبه للمتقین)  و این همان سخن خداوند است که می فرمایند : عاقبت از آن پرهیزکاران است.

اهل بیت (ع) از دولت حضرت مهدی (ع)به عنوان ( آخرین دولت) یادکرده اند .اکنون دو سوال مطرح است : آخرین دولت بودن به چه معنا است ؟ علت اخرین بودن دولت حضرت مهدی (ع) چیست؟

وقتی می گوییم حکومت حضرت مهدی (ع) آخرین دولت است به این معنی است که آخرین و مترقی ترین اندیشه در باب حکومت و زمامداری است وهم به این معنی است که پس از آن دولت دیگری حاکمیت نمی یابد و تاپایان تاریخ ادامه می یابد. امام باقر (ع) به دنبال این که ازمی فرمایند: (( دولت ما آخرین دولت است )) ، چنین ادامه می دهند : هیچ خاندان دارای حکومتی باقی نمی ماند مگر این که قبل از ما به حکومت می رسند .

امام صادق (ع) نیز در همین رابطه می فرمایند:  این امر ( حکومت ما اهل بیت ) فرا نمی رسد تا این که همه گروه ها بر مردم حکومت کرده باشند .... آن گاه قائم (ع) قیام می کند و حق و عدالت را برپا می دارد .

در برخی از روایاتی که در آن ها مسأله آخرین دولت بودن حکومت امام مهدی (ع) مطرح شده ، علت آن نیز تبیین شده است . مثلا امام باقر (ع) پس از آن که می فرمایند: دولت ما آخرین دولت است و پیش از آن ، همه صاحبان قدرت واندیشه به حکومت می رسند ، در بیان علت آن مر فرمایند: .... تا وقتی شیوه حکومت ما را دیدند ، نگویند : اگر ما هم به حکومت می رسیدیم ، به شیوه اینان رفتار می کردیم .

همچنین امام صادق(ع) پس از آن که می فرمایند پیش از برقراری دولت ما همه گروه ها به حکومت می رسند ، علت این تقدم و تأخر را چنین بیان می دارند : تاکسی نگوید : اگر ما هم به حکومت می رسیدیم به عدالت رفتار می کردیم .

از مجموع این دو حدیث چنین بر می آید که علت تأخر دولت امامت ، حجت تاریخی و علمی است.

باید بشر به تجربه در یابد که راه عدالت جز از طریق اهل بیت نمی گذرد و برقراری عدالت جز به دست مردان عدالت پیشه و امامان معصوم (ع) ممکن نیست تبیین این حقیقت در گرو توجه به این سه امر است.

نخست ، عدالت مهم ترین نیاز بشریت است .

دوم ، اجرای عدالت نیاز به مردان عادل دارد ، هر دستی توان عدالت گستری ندارد.

سوم، عدالت گستری نیاز به عدالت پذیری دارد بدون عدالت پذیری ، اجرای عدالت ممکن نیست .

اگر امام عدالت گستر وجود داشته باشد ، ولی امت عدالت پذیر وجود نداشته باشد ، عملیات عدالت گستری با شکست مواجه می شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 10:45  توسط بوی باران  | 

آخر الزمان

آخر الزمان اصطلاحی است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا ،به معنای آخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایی قیامت .در فرهنگ اسلامی ، آخر الزمان ، هم دوران نبوت پیامبر اکرم (ص) ، تا وقوع قیامت را شامل می شود و هم دوران غیبت و ظهور مهدی موعود (ع) را . در دوران معاصر، عده ای از مفسران و متفکران مسلمان از قبیل مرحوم علامه طباطبایی ، استاد شهید مرتضی مطهری ، سید قطب ، محمد رشید رضا ، شهید سید محمد باقر صدر و ... با اتکا به آیاتی از قرآن کریم ( اعراف 138 ، انبیاء 105 ، صافات : 171 و 172 ) استخلاف انسان در زمین ، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل را به رغم جولان دائمی باطل ، به عنوان سرنوشت آیده بشر مطرح کرده اند و آیات و روایات مربوط به تحولات آخر الزمان را بیانگر نوعی فلسفه تاریخ می دانند و به اعتقاد ایشان ، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان .

چنین آینده ای امری است محتوم که مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به «حوادث واقعه » بنگرید ، بلکه با حالتی پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانی و آگاه از تحقق اهداف تاریخ انتظار ، باید سرشار از امید ، آمادگی و کوشش در خور این انتظار مقدس باشند . در چارچوب این برداشت ، آخر الزمان قطعه معینی از تاریخ نوع انسان است که او باید در آن ، حرکات تکاملی تدریجی خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد . در حالی که درکتب علمای متقدم همچون کمال الدین شیخ صدوق و کتاب الغیبه شیخ طوسی ، چنین تفسیری از تاریخ نبوده و تحولات آخر الزمان امری است غیر عادی که در آخرین بخش از زندگی نوع انسان واقع می گردد و به تحولات قبلی جامعه انسانی مربوط نمی شود .

شناخت آخر الزمان با فرجام شناسی در ادیان یهود ، مسیحیت و رزتشتی نیز حائز اهمیت است . نگاهی به دردها وآلام بشر اندیشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاک آدمی ، چنین می نمایاند که در میان همه خواسته های ضد و نقیضش ، امروز یکی هست که همه در آن مشترکند ، همه اقوام و ملل یکصدا خواهان آزادی اند .

در احادیث بسیار امده است که حضرت مهدی (ع) در آخر الزمان ظاهر میشود . پیامبر اکرم (ص) بر فراز منبر فرمود : مهدی از عترت و اهل بیت من است . او در آخر الزمان ظهور می کند . نیز فرمود مژده باد شما را به ظهورمهدی (ع) که او در آخر الزمان به هنگام سختی روزگار و فتنه و اختلاف و عدم امنیت می آید و خداوند به وسیله او زمین را پر از قسط و و عدل می نماید.

امام باقر (ع) نیز می فرماید دولت ما آخرین دولت هاست پیامبر (ص) دستها را به سوی آسمان بر افراشت و گفت خداوندا برادرانم را به من بنمایان .یکی از اصحاب گفت : مگر ما برادران شما نیستم ؟ فرمود نه ، شما یاران من هستید . برادران من کسانی هستند که در آخر الزمان می آیند و به من ندیده ایمان می آورند . خداوند آن ها را پیش از آن که صلب پدران به رحم مادران درآیند ، با نام خود و پدرانشان به من معرفی نموده است که استقامت هر یک از آن ها در دین خود از کندن خارهای گَوَن در شب تاریک ، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آن ها مشعل های هدایت هستند که خداوند آن ها را از فتنه های تیره و تار نجات می بخشد .

درباره فتن و حوادث آخر الزمان ، احادیث بی شماری از حضرت ختمی مرتبت (ص) و حضرات ائمه علیم السلام درکتب حدیث به ثبت رسیده است . مجموعه های از آن احادیث ، به صورت کتب مستقلی به نام ملاحم ، الغیبه و دیگر نام ها نگاشته شده است .

روایات معصومین (ع) نشان می دهد :

1 - با سپری شدن این دوران ، بساط زندگی دنیوی برچیده و مرحله ای جدید در نظام آفرینش آغاز می شود

2 -  آخر الزمان خود به دو مرحله کاملا متفاوت تقسیم میشود : دوران نخست که در آن انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی می رسد . دوران بعد عصر تحقق وعده های الهی به پیامبران و اولیای خداست و با قیام مصلح جهانی آغاز میشود . کلیات عقاید مربوط به آخر الزمان تقریبا از سوی همه فرقه های بزرگ اسلام پذیرفته شده است ، ولی در خصوص وابستگی این تحولات به ظهور مهدی (ع) و نیز هویت او اختلاف نظر وجود دارد .

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 20:15  توسط بوی باران  | 

آثار ظهور

آثاری که در روایان برای قیام موعود آخر الزمان بر شمرده شده است :

1 - ثروتها به طور مساوی تقسیم می شود.

هنگامی که به واسطه ظهور امام زمان (عج) دنیا پر از عدالت شود ، ثروت های جهان به طور مساوی تقسیم خوهند شد ؛ چنانچه امام محمد باقر (ع) فرمودند : وقتی قائم ما اهل بیت قیام کند ، ثروت را به طور مساوی تقسیم می کند و عدالت را در میان مردم پیاده می نماید.

2 - رضایت و خشنودی همگانی می شود .

رسول اکرم (ص) می فرمایند : ساکنان آسمان ،مردم زمین ، پرندگان هوا ، درندگان صحرا ها ، ماهیان دریاها همه و همه از او خشنود خواهند بود.

3- فقر و بینوایی ریشه کن خواهد شد.

در پرتو عدالت حضرت بقیت الله (ع) عمودم مردم بی نیاز خواهند شد . چنانچه در حدیث آمده است : زمانی برای مردم پیش می آید که انسان صدقات از طلا را با خود بر می دارد ؛ تا آن ها را در راه خدا انفاق کند ، ولی نیازمندی را پیدا نمی کند که این صدقه را قبول نماید.

4 - همه مردم در امنیت به سر خواهند برد.

چنانچه امیر المؤمنین (ع) می فرمایند : دشمنی از دل ها زدوده می شود ؛ درندگان و چهار پایان با یکدیگر سازش می کنند ، یک زن طبقی بر سر گذارده از عراق تا شام ( از شرق تا غرب) تنها سفر می کند ، همه جا قدم بر سرزمین سبز و خرم می گذارد در حالی که درنده ای او را نمی آزارد و دچار ترسو و وحشت نمی شود.

5 - برکات آسمانی نازل می شود.

چنانچه در حدیث آمده است : زمین چیزی از بذرهای خود را نگه نمی دارد ، جز این که آن را بیرون می فرستد و آسمان چیزی از باران رحمتش را نگه نمی دارد جز این که سیل آسا بر بندگان خود فرو می ریزد .

6 - همگی در رفا به سر خواهند برد .

رسول خدا (ص) فرموده اند : امت من در زمان حضرت مهدی (ع) آن چنان متنعم می شوند که هرگز چنین بهره مند نشده اند.

7 - زمین گنج های پنهان خود را آشکار می کند .

پیامبر اکرم ( ص) در این زمینه می فرمایند : در آن زمان چهار پایان در امان هستند و درندگان با هم سازش می کنند . زمین پاره های جگرش (گنجهای پنهان و با ارزش خود ) را بیرون می ریزد ... پاره جگر زمین ستون های از طلا و نقره است .

8 - دام ها و چهار پایان زیاد می شوند.

چنانچه که در روایت از پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده است : مهدی (ع) خارج می شود ، خداوند باران رحمتش را می فرستد ، زمین گیاهش را می رویاند ، و دام در جهان زیاد می شود . او ثروت را بطور مساوی تقسیم می کند و امت اسلام بزرگ و شکوهمند می گردد.

9 - رفع مزاحمت ها و ایجاد آسایش برای عموم مردم است.

چنانچه امام محمد باقر (ع) می فرمایند : مهدی (ع) راه های اصلی را توسعه می دهد ، بالکن هایی را که به خارج جاده ها آمده و از دیگران سلب آزادی کرده است و ناودانهایی را که به کوچه ها می ریزد ، از بین می برد.

10- پرده های ظلمت کنار می رود .

امام صادق (ع) در این باره می فرمایند : وقتی قائم ما قیام کند ، زمین به نور پروردگارش نورانی می شود ، و مردم از نور خورشید بی نیاز می شود و شب و روز یکی می شوند و تاریکی از بین میرود .

11 - برادری و مواسات میان انسان ها برقرار می شود.

چنانچه امام محمد باقر (ع) می فرمایند : هنگامی که قائم ما قیام کند ، دوران برابری و برادری فرا می رسد . در آن زمان یک مسلمان آن چه نیاز داشته باشد ، از جیب برادر مسلمانش بر می دارد و او مانع نمی شود .


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 0:58  توسط بوی باران  |